هر کس روزنه ای ست بسوی خداوند.اگر اندوهناک شود...اگر به شدت اندوهناک شود. پنجره دهانش باز مانده است پرهای بالشم که ـ قطع نخاع شده اند ـ چشمشان به خواب رفته است یک لیوان ابر مرا بس است تا خیس لحظه ای باشم که قاصدک ها پشت پنجره دوتا ... دوتا جفت می شوند. نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط زهره چورلی| |
پنجره دهانش باز مانده است پرهای بالشم که ـ قطع نخاع شده اند ـ چشمشان به خواب رفته است یک لیوان ابر مرا بس است تا خیس لحظه ای باشم که قاصدک ها پشت پنجره دوتا ... دوتا جفت می شوند. نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط زهره چورلی| |
دهانش باز مانده است
پرهای بالشم
که ـ قطع نخاع شده اند ـ چشمشان به خواب رفته است
یک لیوان ابر مرا بس است
تا خیس لحظه ای باشم که قاصدک ها
پشت پنجره
دوتا ... دوتا
جفت می شوند.