سیب کال
هر کس روزنه ای ست بسوی خداوند.اگر اندوهناک شود...اگر به شدت اندوهناک شود.
وقتی می فهمند دستهایشان کوچک ×××××××××××××××××××××× هرشب وقتی قناری ها از ذهن آبی تجسم به خیال پرواز می کنند واز زیر انگشتان من انگار حادثه ای عبور می کند و قلقلکی دیوارهای قلبم را می تکاند... می تکاند... مغزم می زاید آن لحظه ی غریب را به وسعت عمیق حفره های تو خالی سکوت می آید به بلندای بام اقاقی ها ودشنام می دهد به افکارمان هرشب کنار جوی روانی ها وباز دستان من گره می خورد به آسمان یقه ات ...با نور ودلتنگی من راه می رود روی شانه های لرزان زمان ... بازور تو می شکنی مرا واز شکستنم گریه می کنی ذرات مرا جمع می کنی وبا استخوانهایم زاویه ای می سازی ... تا تمام پیوندهای شکسته را بر هم مماس کنی وباز تکرار می شوی برایم... هرروز واز زیر انگشتان من انگار حادثه ای عبور می کند واز لطافت آن به خشم می آیم و پر پر می شوم برای کوچه برای راز برای گره خوردن به پیراهن پرواز. ××××××××××××××××××××××××× تا ابد! سیم پیچی های پیچ در پیچ کوچه های مارپیچ را در ذهن پوچ کفتارهای سیم لخت کن به خاطر می سپارم ومی دانم همیشه هستم تا وجودت را برای خود بسط دهم این را خوب می دانم. اینجا ! خط صفر است. زیر زیر تمام زیر زمینی های زمین.
است
| Design By : Night Skin |





